سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
444
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ « 57 » ، « رؤيايى كه به تو نشان داديم را امتحانى براى مردم و بعنوان شجره لعنت شده در قرآن قرار داديم » . و اين هنگامى بود كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دوازده امام از امامان ضلالت را بر منبر خويش ديد كه مردم را ( از دين خود ) به عقب بر مىگردانند ! دو نفر از دو طايفهء مختلف قريش و ده نفر از بنى اميّه . اوّل ده نفر رفيق توست كه به خونخواهى او آمدهاى « 58 » و تو و پسرت و هفت نفر از فرزندان حكم بن ابى العاص كه اوّلشان مروان است . كسى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله او را لعنت كرد و او و فرزندانش را طرد نمود هنگامى كه آمده بود تا مخفيانه سخن همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را استماع كند « 59 » . اى معاويه ، ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده و دنيا را بعنوان اجر و ثواب ما راضى نشده است . تو و وزيرت و رفيق بىمقدارت از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيديد كه مىفرمود : « هر گاه فرزندان
--> ( 57 ) سورهء اسراء : آيهء 60 . ( 58 ) يعنى عثمان و مجموع دوازده نفر عبارتند از : ابو بكر و عمر كه از دو طايفهء تيم و عدى هستند و بعد عثمان و معاويه و پسرش يزيد و بعد از آن مروان و عبد الملك و فرزندان آنها هستند . ( 59 ) منظور از ملعون و مطرود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حكم بن ابى العاص است . در الغدير : ج 8 ص 243 چنين نقل كرده است : حكم بن ابى العاص در زمان جاهليت همسايه حضرت بود و در زمان اسلام از همهء همسايگان بيشتر آن حضرت را اذيت مىكرد . آمدن او به مدينه بعد از فتح مكه بود و دين او تحت سؤال بود . او پشت سر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به راه مىافتاد و با اشاره به حضرت چشمك مىزد و سخن آن حضرت را تكرار مىكرد و بينى و دهانش را حركت مىداد ، و آنگاه كه حضرت به نماز مىايستاد پشت سر مىايستاد و با انگشت اشاره مىكرد . به همين جهت حركت دهان و بينى و چشمش بعنوان يك مرض در او ماند و به نوعى كم عقلى مبتلا شد . روزى به يكى از حجرههاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه حضرت با همسرش در آنجا بود سر كشيد و به داخل حجره نگاه كرد . حضرت او را شناخت و با چوبدستى به قصد او بيرون آمد و فرمود : چه كسى شرّ اين سوسمار ملعون را از سر من كم مىكند ؟ سپس فرمود : « او و فرزندانش حق ندارند با من در يك شهر زندگى كنند » . و لذا همهء خانوادهاش را به طائف تبعيد نمود . وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت عثمان در بارهء برگرداندن حكم بن ابى العاص با ابو بكر صحبت كرد ولى او نپذيرفت . در زمان عمر با او هم صحبت كرد ولى او هم صلاح نديد . وقتى عثمان به حكومت رسيد خانوادهء حكم بن ابى العاص را وارد مدينه كرد ! ! !